اگر احمدی نژاد می توانست راحت با مردم حرف بزند آیا می دانید چه می گفت؟
به نظر من می گفت من دیگه چه کار باید بکنم تا شما ملت غیور و با غیرت یک کوچولو اعتراضکی خیابانی بکنید؟
از روز اول با همان حرفها از جنس حرفهای امام راحل سر کار آمدم و رئیس جمهور شدم وبا همان وقاحت زدم زیرش و دروغ پشت دروغ گفتم و خم هم به ابرو نیاوردم. نفتی که سر سفره تان نیامد هیچ ، آن تکه نان هم که مانده بود بردم.
زنان و دختران جوانتان را در خیابان با نام بد حجابی کتک زدیم و بازداشتگاه بردیم وحالا بماند آنجا چه کار کردیم، کوچکترین صدایی در نیامد. تورم را با هزار زور به 50% رساندم و قیمتها در روز ده بار بالا و پایین شد ولی باز هیچ نشد .یک شبه حامل های سوختی ده برابر شد و قیمت بنزین هفت برابر شد و باز صدایی در نیامد حتی یک پمپ بنزین هم آتش نگرفت. با خود گفتم حتما ملت به روش مسالمت آمیزاعتراض می کنندو دیگر ماشین به خیابان نمی اورند و دیدم هر روز خیابانها شلوغ تر از دیروز شد و ترافیک بدتر؟ کار به جایی رسید که دیگر اقتصاد ایران ویران شد و ارزش پول از پهن هم کم ارزش تر کردم ولی باز از دیوار صدا در آمد و از شما ملت غیور نه؟ حتی اسرائیل و آمریکا و تمام کشورهای عرب و همسایه علیه ما متحد شدند و هر آن ممکن است ملت همراه خانه و اهل و عیالشان با خاک یکی شوند ولی باز هم میبینم انگار که نه انگار. حالا بماند که خلیج فارس خلیج و یا خلیج عرب شد و سهم دریای خزر 50درصدی ما به 13 درصد رسید و آثار باستانی تخریب و غارت شد وهنرمند و ورزشکار را شلاق زدیم و هزاران هزار دزدی و اختلاس و جنایت در روز روشن در مقابلتان انجام شد و شما یا نگاه کردید یا با مبایل
برای سر گرمی فیلم گرفتید. فقط چرا ،یک بار اعتراض کردید آن هم برای تقلب در انتخابات که آن هم کار علی خامنه ای بود تا روی اکبر رفسنجانی را کم کند و من اصلا هیچ کاره بودم. راستش را بخواهید ار سعه ی صبر شما مردم عزیز من شخصا شگفت زده شدم . زیرا در دوره های گذشته اگر بنزین فقط یک ریال گران میشد دسته کم ده تا پمپ بنزین منهدم میشد و من با خودم حساب کردم که با همه ی این کارها دیگر از نظام چیزی نمی ماند ولی دیدم تنها چیزی که باقی ماند جوک هایی برای من بود و تمام.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر