بعد از اخراج مجاهدین از بالاترین به نظر میامد که جو آرام میشود و همه ی تمرکزها به سمت مبارزه با دیکتاتور حاکم و حمایت از زندنیان سیاسی و راهپیمایی ها می رود.اما خیلی زود دعوای سلطنت طلبان با ملی گرایان و جنبش سبز سر گرفت، دوباره فضای اتهام و توهین از هر دو طرف شروع شد. با خودم فکرکردم این خامنه ای و مزدوراش چقدر زیرکانه همه رو به جان هم انداخته اند ، راست گفته اند آخوند انگلیسی، ومی بینیم بازهمان سیاست قدیمی جواب داده که چگونه تفرقه انداخته و حکومت می کنند.
حکومت جبار خامنه ای که دو سال پیش نزدیک به سرنگونی بود حالا با این همه اختلاس ها و ورشکستگی وتحریم ها و قتل و غارت ها ببین چگونه باز حکومت میکند، که انگار نه انگار خبری هست.
برای این که دوباره اتحاد را به بالاترین برگردانم خواستم برای رضا پهلوی نامه بنویسم و از او استمداد کنم تا ترمز سلطنت طلبان را بکشد ولی از طرفی هم مطمئن بودم یا ایمیلم را نمی خواند و یا کاری قابل توجه نخواهد کرد. ولی با این حال گفتم آخر نامه مینویسم که اگر جلوی سلطنت طلبان را نگیرد شروع خواهم کرد مستندا او و خاندانش ا تخریب شخصیت کردن. برای این کار اول شروع کردم به سرچ کردن در مورد خاندان پهلوی تا از واو به واو حرفهایش ایراد منطقی بگیرم طوری که خود سلطنت طلبان هم از او بدشان بیاید.
بعد که منابع را جمع و جور و ذخیره کردم ، توی ارشیو سی دی هایم دنبال سخنرانی محمد رضا شاه در جشنهای دو هزاروپانصد ساله پادشاهی میگشتم که چشمم به دی وی دی مناظرات و تبلیغات موسوی افتاد. راستش دلم واسه موسوی و کروبی تنگ شده. خواستم با دیدن این دی وی دی یادی از قبل و بعد انتخابات و اون فرار و شعارها و باتوم خوردن ها بکنم. یادش بخیر، چه روزهای پر اضطرابی بود. سیگار پشت سیگار بود همراه ترس ولی از نوع خوبش، که به من یکی خیلی حال میداد، مخصوصا درد باتوم. فکر کنم درد باتوم به همه مردم حال می داد چرا که می دیدم اکثر مردم جای کبودیها را به هم نشان میدادند و با خنده جریان کتک خوردن و بد و بیراه های مزدور مهاجم را برای هم تعریف می کردند. عمده ی آن شعار ها که من خیلی دوست داشتم:
قبل از انتخابات این بود:یه هفته دو هفته محمود حموم نرفته. دکتر برو دکتر
بعدش این شد: تقلب یه در صد دو درصد نه شصت و سه درصد.
و کم کم شد: مرگ بر دیکتاتور.
ننگ ما ننگ ما رهبر الدنگ ما.
مجتبی بمیری رهبری رو نبینی.
نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران و......
دی وی دی را گذاشتم و این نشانه گر مدیا پلیر را کشیدم تا تقریبا وسطها. اولین تصویری که آمد یک نوشته دست جوانان بود که نوشته بود ادب مرد به از دولت اوست و همزمان موسوی داشت این را تکرار میکرد.
یک آن فکر کردم اگر موسوی هم الان آزاد بود و می خواست ما را راهنمایی کنه حتما مردم را به اتحاد بیشتر دعوت میکرد و اگر از سلطنت طلبان به خاطر توهین و اتهامات انتقاد میکردیم که چطور می شود با اینها اتحاد داشت ، مطمئن هستم به ما توصیه میکرد ادب مرد به از دولت اوست. شما مثل آنها نباشید و بگذارید بگویند و اگر از طرف رژیم باشند که توطئه شان نقش بر آب میشود و اگر واقعی باشد ما به شعار خود عمل کرده ایم و بالاخره خودشان خسته میشوند و مردم هم با عقل و شعور خود قضاوت خواهند کرد. به نظرم منطقی است و باید هم همین باشد. ما با بی تفاوتی وقتی از کنار این تهمتها و توهین ها بگذریم و تنها به هدف اصلی خود بیاندیشیم ، بالاخره دوستان سلطنت طلب وقتی مخاطب نداشته باشند ، خسته خواهند شد. به هرحال هدف اصلی جنبش آزادی ایران و ایرانی از دست دیکتاتور و مزدوران جانی و فاسدش است نه یک عده آمریکا نشین که اصلا نه خطر حمله ی نظامی میداند چیست و نه جبر و ظلم حاکمان و نه نا امنی و نه بی کاری و هزاران نا هنجاری دیگر.
برای همین از همه ی دوستان که ملی گرا و طرفدار جنش مردمی سبز ایرانند و خواستار آزادی ایران و حبس شدگان و زندانیان سیاسی هستند و به احترام شهدای سبز و موسوی و کروبی و خانواده هایشان و همچنین زندانیان سیاسی هرگونه توهین و اتهام از طرف سلطنت طلبا را جواب ندهند و هیچ گونه انتقاد به حق و یا یاد آوری تاریخ در مورد خاندان پهلوی نکنند و تمام تمرکز خود را فقط و فقط صرف مبارزه با دیکاتور تا سرنگونی اش بکنند.
ما از این به بعد هر گونه لینک که نام رضا پهلوی باشد را نادیده می گیریم و هرگونه توهین را با رد گزارش و نه با منفی و یا اظهار نظر جواب خواهیم داد.
از دوستان عزیزم جرمنی و ضد و....خواهش میکنم به بنده کمک کنند تا همه ی ملی گرایان بالاترین اینرا ببینند وبه آن عمل کنند و نظراتی که در این راه موثر هست را مطرح کنند.
به امید آزادی ، پاینده ایران
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر