فاجعهای دیگر برای کوی دانشگاه تهران
در میان وقایع مختلف پس از انتخابات جنجالی دهمین دوره ریاست جمهوری، حادثه حمله نیروهای لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ یکی از ایام سرنوشت ساز تاریخ مبارزات آزادیخواهانه جنبش دانشجویی بهشمار می رود؛ به ویژه با توجه به سابقه حمله وحشیانه نهادهای نظامی و امنیتی به کوی دانشگاه در ۱۸ تیر ۷۸ . فاجعه اخیر (۱۳۸۸) نیز بهدلیل وسعت آن، در میان برگهای تاریخ پر از بیم و امید جنبش دانشجویی و به ویژه جنبش سبز ایران باقی مانده است.
در جریان اعتراض های گستردهٔ مردمی به اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم که بسیاری معتقد به وجود تقلب و یا تخلف در آن بودند و برخی نیز آن را یک «کودتای سیاسی» توصیف کردند، اعتراض های گستردهای در تهران و شهرهای دیگر ایران از سوی معترضان به نتایج انتخابات روی داد که با برخورد شدید نیروهای پلیس ضدشورش و شبهنظامیان حامی دولت روبرو شد.
در یکی از این حوادث نیروهای پلیس و لباسشخصی به کوی دانشگاه تهران وارد شده و به ضربوشتم و مجروحکردن دانشجویان پرداختند و خسارت بسیاری به اموال دانشجویان ساکن کوی وارد کردند.
مهاجمان با قمه و تبر به کوی وارد شدند
در جریان تلاش نیروهای انصار حزبالله و گارد ویژه برای حمله به کوی دانشگاه تهران، بیش از پانزده نفر از دانشجویان تنها به علت اصابت گلوله به شدت مجروح شدند. بنابر گزارش منابع خبری دانشجویی و اطلاعیه رسمی دفتر تحکیم وحدت به عنوان بزرگ ترین تشکل منتقد دانشجویی کشور و گزارش شاهدان عینی، تعدادی از دانشجویان بر اثر این حملات کشته شدند و بسیاری بازداشت شده و مورد آزار و اذیت و شکنجه قرار گرفتند.
در میان اسامی جان باختگان وقایع پس از انتخابات خرداد ۸۸ نام مصطفی غنیان، یعقوب بروایه، کیانوش آسا و محمد جواد پرانداخ دانشجوی دانشگاه صنعتی اصفهان، به عنوان دانشجویان جان باخته در روز ۲۵ خرداد ۸۸ نام برده شده است.
پس از فاجعه کوی دانشگاه در ۲۵ خرداد ۸۸ دفتر تحکیم وحدت طی بیانیهای در این بار اعلام کرد که «در حملات نیروهای امنیتی و لباس شخصی به دانشگاههای تهران و شیراز تعدادی از دانشجویان کشته شدهاند. این گروه فرماندهان سپاه پاسداران و شبهنظامیان بسیج را مسئول واقعه دانست».
در بیانیه دفتر تحکیم وحدت آمده بود: «در وحشیانهترین حمله در شامگاه یکشنبه ۲۴ خرداد، نیروهای انصار و لباس شخصی با سازماندهی گسترده و هماهنگ به دانشجویان ساکن در کوی دانشگاه تهران حمله کردند. این افراد مجهز به انواع سلاحهای سرد و گرم از جمله قمه و تبر بودند. محیط زندگی دانشجویان را به آتش کشیدند و به راستی ۱۸ تیر دیگری با ابعاد گسترده تر و ناپاکی و سفاکی بیشتر بر جای گذاشتند. باز هم اتاقهای خوابگاه دانشگاه تهران منهدم شده و باز هم خون پاک دانشجویان بر در و دیوار آن برجای ماندهاست».
سرکوب همزمان دانشجویان در اصفهان و شیراز
در ۲۵ خرداد ۸۸ این تنها کوی دانشگاه تهران نبود که این چنین مورد تاخت و تاز نیروهای نظامی و لباس شخصی با حمایت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار گرفت بلکه در سایر خوابگاههای دانشجویی در سطح کشور از جمله دانشگاههای صنعتی اصفهان و شیراز نیز مورد حمله قرار گرفت.
در حمله گارد ویژه به دانشگاه صنعتی اصفهان، بیش از ۱۰۰ نفر از دانشجویان این دانشگاه مجروح شده و به درمانگاه فرستاده شدند و بیش از ۵۰۰ نفر با جراحت و ضرب دیدگی سطحی تر رها شدند.
محمد جواد پرنداخ، دانشجوی مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی اصفهان بود که پس از شرکت در تجمع دانشجویان این دانشگاه در اعتراض به انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸، به اداره اطلاعات اصفهان احضار و پس از دو روزجسد بی جان او پیدا شد.
خبرگزاری فارس اعلام کرد وی خودکشی نموده ولی خانواده وی این خبر را تکذیب کردند و اذعان داشتند که محمد جواد پراندخ کشته شده است.
طبقه منفی چهار وزارتکشور؛ شکنجهگاه دانشجویان
با آزاد شدن شماری از دانشجویان بازداشت شده در کوی دانشگاه تهران ابعاد بیشتری از این فاجعه در رسانههای منتقد نظام منتشر شد.
به گفته شاهدان عینی بامداد دوشنبه ۲۵ خرداد، بیش از ۵۰ دانشجو توسط افراد لباس شخصی که به انواع سلاحهای سرد و گرم مجهز بودند، بازداشت و به زیرزمین ساختمان وزارت کشور منتقل شده بودند.
بنا بر اظهارات تکان دهنده شاهدان، نیروهای انصار و بسیج پس از آنکه عده زیادی از دانشجویان را محاصره کردند، در محوطه کوی با ضرب و شتم آنها را بر روی زمین نشاندند. این در حالی بود که بسیاری از دانشجویان در همان حین جراحتها و خونریزی شدیدی از ناحیه دست، سر و پا داشتند و با وضعیت وخیم جسمی دستگیر شدند.
سپس دانشجویان را با برخوردهای تحقیر آمیز به سمت ونها و اتومبیل هائی که پیش تر جلوی درب اصلی کوی قرار گرفته بود هدایت کردند.
در طول مسیر به تحقیرآمیزترین شیوه با دانشجویان بازداشتی برخورد کردند. در کنار همه ضرب و شتمهای جسمی دیگری که در طول راه انجام میشد، آنها اقدام به گذاشتن جعبههای آهنی بر سر دانشجویان نمودند و با باتومهای خود بهطور متوالی بر سر هر کدام از دانشجویان میکوبیدند. این در حالی بود که یکی از بازداشت شدگانی که جعبه آهنی بر سر وی گذاشته شد، خونریزی شدیدی از ناحیه سر داشته و سه نقطه سر این دانشجو شکسته شده بوده است.
اتومبیلهای حامل دانشجویان بازداشتی به نقاط مختلفی اعزام میشدند. برخی دانشجویان همان شب به بازداشتگاههای مختلف انتقال داده شدند و برخی دیگر نیز به طبقه منفی چهار وزارت کشور منتقل شدند. آنان در آنجا با وحشیانهترین و غیرانسانیترین شیوه با دانشجویان رفتار شد.
یکی از دانشجویان ماجرای بازداشت خود و دیگر دانشجویان کوی را چنین روایت کرده است: «پس از ۱۲ ساعت ندادن آب به بازداشتیها، فردی پارچ آب کوچکی برای تعداد زیاد دانشجویان تشنه و مجروح شده آورد.
وی پارچ آب را بالا گرفت و آن را بر روی زمین سرازیر کرد و در همین حین همه دانشجویان را مجبور کردند که به همان محل آمده و از آبی که در حال ریخته شدن بود، بخورند و به این شیوه به دانشجویان آب میدادند.
این مسئله تصویر بسیار تکان دهندهای بود. در یک حرکت نمایشی، یکی از بازجویان، خواست که به دانشجویان بهتر آب داده شود. در این هنگام یک شلنگ آوردند و از دانشجویان خواستند که از این شلنگ آب بخورند اما هنگامی که دانشجویان از آن آب خوردند متوجه شدند که آب داغ است! آنها پس از مدتهای طولانی ضرب و شتم و شکنجههای وحشیانه دانشجویان، در هنگام غذا دادن، غذا را در کف دستان دانشجویان میریختند. غذای ماکارانی را در کف دستان دانشجویان ریختند و به آنها گفته شد که اگر کوچکتری ذرهٔ غذا بر زمین ریخته شود ضرب و شتم خواهند شد و در چند مورد این اتفاق افتاد و دانشجویان به طرز وحشیانهای مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. در هنگام صبحانه نیز به دانشجویان مقدار بسیار اندکی نان خشک به همراه پنیر داده شد و از آنان خواسته شد که این مقدار نان را با دیگران قسمت کنند و هم چنین به انها گفته شد که اگر ذرهای نان بر روی زمین بریزد، کتک خواهند خورد. این مسئله نیز بدلیل خشک بودن نان رخ داد و برخی بازداشت شدگان شدیدا ضرب و شتم شدند».
فیلم بیبیسی، سند جنایت علیه دانشگاه
در اسفندماه ۱۳۸۸، فیلمی از وقایع نیمه شب ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ در کوی دانشگاه تهران، از شبکهٔ بیبیسی فارسی پخش شد که بنابر اعلام مسئولان این شبکه، توسط نیروهای مهاجم (یکی از لباس شخصیها) تهیه شده و برای نخستینبار صحنههایی از حمله نیرویهای گارد ویژه و لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران را به تصویر کشیدهاست.
این فیلم ابعاد تازهای از وقایع آن شب در کوی دانشگاه را نشان میداد. اندک زمانی پس از پخش آن، نسخهٔ کامل این فیلم در سایت گویا و سپس دیگر سایتهای اینترنتی منتشر شد.
۴ ماه بعد در خرداد ۱۳۸۹ اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی ایران، صحت فیلم را تأیید کرد ولی مدعی شد که فیلم به نفع لباس شخصیها و به ضرر پلیس صداگذاری شدهاست.
گفتههای احمدیمقدم، گمانهزنیهای ناظر بر اختلافات داخلی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی را بر سر مسئولیت این حمله تقویت کرد.
چراکه این فیلم پس از تودیع عزیزالله رجبزاده فرمانده نیروی انتظامی منتشر شد که رجب زاده در آن مسئولیت خشونتها را بر دوش سپاه پاسداران و بسیج گذارده بود اما در بخشی از این فیلم، صدای کسی میآمد که میگفت حمله با دستور تیمسار رجبزاده انجام شدهاست.
در ۸ اسفند ۱۳۸۸ میرحسین موسوی در مصاحبه با تارنمای "کلمه" ضمن اشاره به تصاویر بهنمایش در آمده در مورد حمله پلیس به دانشجویان گفت: «فیلمی که اخیرا در مورد حمله به خوابگاه دانشجویان پخش شد نشان میدهد که تا چه اندازه روحیه فرقهگرایی، سبعیت ایجاد میکند.» وی افزود: «به نظر کسانی که مشغول ضربوشتم دانشجویان هستند، فرزندان این ملت از حیوانات هم کمارزشتر مینماید و فاجعهبارتر اینکه در سطوح مختلف، مسئولین میگویند که نمیدانند حملهکنندگان چه کسانی هستند.»
مجوز شورای تامین استان برای حمله
ورود نیروهای نظامی و امنیتی به داخل کوی دانشگاه و سرکوب دانشجویان در حالی صورت گرفت که بر اساس قانون ابلاغ شده، ورود نیروهای نظامی و انتظامی به کوی دانشگاه تهران تنها به درخواست رئیس دانشگاه تهران ممکن است.
با این حال محسن کوهکن، سخنگوی هیئت رئیسه مجلس هشتم چندی بعد ادعا کرد که نیروهای انتظامی با درخواست فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه تهران وارد کوی دانشگاه شده بودند؛ سخنانی که فرهاد رهبر آن را تکذیب کرد و اعلام داشت در آن شب هیچ کدام از مسئولان کوی دانشگاه حضور نداشتند.
سرانجام در پی تحقیقات برخی نمایندگان مجلس روشن شد که شورای تامین استان مجوز ورود به کوی دانشگاه را به نیروهای انتظامی و بسیجی داده است. پیش از این رسانههای دولتی ادعا کرده بودند که حمله به درخواست رئیس دانشگاه تهران انجام شده است.
حمله به دانشگاه با شعار حمایت از رهبر جمهوری اسلامی
آیت الله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی در سخنرانی پر اهمیت خود در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ در خطبههای نماز جمعه در دانشگاه تهران، به این ماجرا اشاره کرد و گفت: «کسانی هم به خوابگاههای دانشجویی حمله کرده در حالیکه شعار حمایت از رهبری میدادند و دانشجویان مومن و حزب اللهی را هدف قرار دادهاند».
وی ده سال پیش از این حادثه یعنی پس از فاجعه مشابه کوی دانشگاه تهران در ۱۸ تیر ۷۸ نیز در سخنانی مشابه که در آن زمان با بغض و گریه بر زبان آورد خطاب به دانشجویان بسیجی گفته بود: «اینگونه حرکاتى که ملاحظه شد کسانى به دانشگاه حمله کنند، ناشى از بىانضباطى است؛ با هر نامى انجام گیرد، غلط و محکوم است. اگر با نام دفاع از دین هم انجام گیرد، غلط است؛ اگر با نام دفاع از ولایت هم انجام گیرد، غلط است. مگر من بارها نگفته ام در اجتماعات کسانى که مخالفند، هیچ کس نباید رفتار خشونتآمیز داشته باشد؛ چون این، دشمن را خوشحال مىکند. بارها ما این حرف را گفتیم، چرا گوش نکردند؟! چرا گوش نمىکنند؟! حتّى اگر یک حرفى که خون شما را به جوش مىآورد به زبان آورند - مثلاً فرض کنید اهانت به رهبرى کردند - باز هم باید صبر و سکوت کنید. اگر عکس مرا هم آتش زدند و یا پاره کردند، باید سکوت کنید.»
در همین سخنرانی پس از ۱۸ تیر ۷۸ بود که آیت الله خامنه ای برای اولین بار از واژه «فتنه» برای اعتراضات به حکومت جمهوری اسلامی استفاده کرد.
رهبر جمهوری اسلامی در آن سخنرانی معروف خود پس از ۱۸تیر ۷۸ گفته بود: «خطرناکترینِ این حوادث، حادثهاى است که فتنه باشد. فتنه، یعنى حادثه غبارآلودى که انسان نتواند بفهمد چه کسى دوست و چه کسى دشمن است و چه کسى با غرض وارد میدان شده و از کجا تحریک مىشود. فتنهها را باید با روشنگرى خاموش کرد. هر جا روشنگرى باشد، فتنهانگیز دستش کوتاه مىشود. هر جا حرف بىهدف، کار بىهدف، تیراندازى بىهدف، تهمت زدن بىهدف وجود داشته باشد، فتنهانگیز خوشحال مىگردد؛ - چون صحنه شلوغ مىشود»
«فتنه» واژه ای بود که ده سال پس از فاجعه کوی دانشگاه ۷۸ بار دیگر و این بار پس از خروش میلیونی طیفهای مختلف مردم علیه پایمال شدن حق حاکمیت ملی و شکل گیری جنبش عظیم اجتماعی در ایران، به چالش اصلی حاکمان ایران بدل شد و با گذشت سه سال از آن کماکان ورد زبان مقامات جمهوری اسلامی ایران است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر